تبلیغات
نوای خوش تاک - تات ها و هویت ملی

چکیده:

پژوهش در زمینه اقلیت های زبانی باقیمانده از زبانهای باستانی ایران به جهت اینکه       نمونه های تقریبا دست نخورده از فرهنگ کهن ایرانی می باشند از جنبه حفظ و کمال بخشی به «هویت ایرانی» حائز اهمیت فراوانی است. از جمله این اقلیت های زبانی ، تاتها می باشند که در واقع نامیده شدن آنها به عنوان «تات» ریشه تاریخی ایرانی ندارد و این نامی است که که مهاجمین ترک که از زمان غزنویان به ایران آمده و در دوره سلجوقیان و مغولان در گروههای متعدد به این سرزمین آمده و رحل اقامت افکندند، به این اقوام داده اند.

تاتها امروزه در گستره جغرافیایی از منطقه دربند و داغستان روسیه واقع در غرب دریای خزر تا همدان و در جهت شرق تا خراسان زندگی می نمایند و قومیتی واحد ندارند بلکه یادگاران اقوام مختلف ایرانی می باشند که در جریان حضور ترکان مانند دیگران در زبان ترکی مستحیل نگشته و زبان و گویش خود را حفظ نموده اند.

زبان تاتی نیز زبان واحدی نیست بلکه تفاوتهای موجود در گویشهای مختلف تاتی مربوط به تفاوت زبانهای  نسل های گذشته این مردمان در پیش از آمدن ترکان  می باشد.

غالب تاتها هم اکنون در آذربایجان – منظور آذربایجان کهن شامل استانهای آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنجان و قسمتی از همدان و قزوین و ... است –زندگی می کنند و به گمان زیان تاتی آنها باقیمانده زبان آذری است که در قرون اول اسلامی زبان رایج آذربایجان بوده و خود یادگار زبان کهن مادی است که نشان از تاثیرات اوستایی و پهلوی اشکانی و ساسانی و فارسی دری نیز در آن دیده می شود.

 

کلمات کلیدی:

آذری : زبان ایرانی آذربایجان پیش از رواج زبان ترکی که به نظر زبان شناسان باقیمانده زبان مادی می باشد.

اوستایی : یکی از چهار شاخه اصلی منشعب از زبان ایرانی باستان می باشد و  سرودهای دینی زرتشتیان بدان زبان می باشد.

مادی : یکی دیگر از چها ر شاخه اصلی منشعب از زبان ایرانی باستان که زبان رسمی حکومت مادها بوده است

 

پهلوی اشکانی : زبان ایرانی میانه دوره اشکانی که در اوایل دوره ساسانی نیز استفاده می شده و کتیبه های شاهان ابتدای این سلسله بدان بوده و زبان فارسی میانه شمالی نیز نامیده       می شود.

 

پهلوی ساسانی : زبان ایرانی میانه نیمه دوم دوره ساسانی که پس از پهلوی اشکانی رایج شد و کتیبه های نیمه دوم حکومت ساسانیان و متون مقدس زرتشتی چون «زند» بدان زبان     می باشد.

تاتها : مردمانی که در میان ترک زبانان شمال و شمال غرب ایران و غرب در یای خزر به صورت جزیره های زبانی زندگی می نمایند.

تاتی : زبانی است که تاتها بدان گفتگو می نمایند و باقیمانده زبانهای باستانی ایران می باشد.

تالشی :گویش مردمان ساکن تالش ایران و قفقاز که بسیار نزدیک به تاتی بوده و باقیمانده مادی غربی به شمار می آید.

 

مقدمه:

شناخت و كسب علم و آگاهی در فرهنگ پربار ایران اسلامی چنان پربهاست كه بر مبنای آن لحظاتی از عمر آدمی نام حیات و بالندگی واقعی به خود می گیرد كه صرف كسب علم و آگاهی گردد.

در این میان شناخت میراث فرهنگی به معنای عام خود ارزشی ویژه دارد چرا كه معمولا بهترین  آینده نگری ها و آینده سازی ها در  پرتو تجربیات گذشتگان صورت می پذیرد.

گذشته از این مطالب هویت هر قوم و ملتی نیز به صورتی كاملا درهم تنیده با گذشته و میراث گذشتگانش گره خورده است و در عصری كه عده ای آن را عصر « بحران هویت » می خوانند ؛ قطعا كوشش برای شناخت و حفظ هویت امری بسیار مقدس و مهم خواهد بود. این سخنان برای ملتهایی كه حداكثر چند قرن سابقه تاریخی دارند آنقدر مفهوم نبوده و اهمیت آنچنانی نخواهد داشت ولی ایرانیان كه ملتی حاضر در صحنه تاریخ از همان ابتدای آن می باشند و همیشه تمدن ساز بوده و حضور درخشانی در صحنه زندگی بشریت دارند، بایستی اهمیت مسئله را بصورتی عمیق درك نموده و در راه اعتلای هویت خویش از طریق         بهره مندی از داشته های دیروزی و تفكر و تامل امروزی كوشیده و حتی یاریگر دیگرانی   باشند كه به علت فقدان چنین سابقه درخشان فرهنگی چنین پتانسیلی را ندارند.

در میان مباحث مختلفی كه می توان در راستای مسائل بیان شده دسته بندی و بیان نمود بحث قومیت ها و اقلیت های زبانی موجود در داخل حوزة ایران فرهنگی بسیار مهم می باشد و بررسی گذشته و دارایی های فرهنگی هركدام از آنها می تواند علاوه بر روشن نمودن   گوشه ای از وقایع اتفاق افتاده در گذر زمان این مرز و بوم ، باعث شكوفایی هویت ملی كل ایرانیان گردد چرا كه ایران یعنی همه این قومیت ها و اقلیت ها كه در یكی شدنشان مفهوم  ایران را ساخته اند.

در كنار نام هایی چون كرد ، بلوچ ، تركمن و ترك و سایر قومیت ها ، گاهگاهی از « تاتها» و آنچه كه بدان سخن می گویند یعنی « تاتی» نیز یاد می شود البته با كمال تاسف باید گفت كه عدم انجام صحیح رسالت و وظیفه از سوی رسانه های جمعی و مطبوعات ـ اعم از دولتی و غیر دولتی ـ و حتی مجامع دانشگاهی ، مانع از آن بوده است كه ایرانیان دیگر هموطنان خویش را در قالب قومیت های دیگر خوب بشناسند و اهدافی كه در جملات قبل شمرده شد، محقق گردد. در مورد تاتها و تاتی وضع دو چندان آشفته تر است و عده بسیار اندكی به صورتی صحیح و عمیق با تاتها و گذشته و فرهنگ غنی شان آشنایی دارند.

به راستی تاتها چه كسانی هستند و در كجاها ساكن می باشند و تعدادشان چند نفر است؟

آیا مانند بعضی از قومیت ها مثل بلوچها در منطقه ای متمركز زندگی می كنند یا گستره سكونت پراكنده دارند؟

آیا مانند كردها یك قومیت مشخص با داشتن همه شرایط آن از جمله مسائل نژادی و تاریخی و زبانی می باشند؟

آیا تاتی یك زبان یا گویش واحد است؟

تاتی چه نسبتی با زبان های باستانی ایران چون مادی و اوستایی و زبانهای ایران میانه چون پهلوی و اشكانی و ساسانی دارد؟

تاتی موجود در آذربایجان چه نسبتی با زبان آذری دارد؟

و ...

 

پیشینة موضوع:

نگاهی به سابقه مباحث مطرح شده و مقالات و كتابهای نوشته شده كه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مساله « تاتها» و « تاتی» را مورد بررسی قرار داده اند، بالاخص به شیوة منتقدانه و با حذف مطالب تكراری و رونویسی شده از چند منبع خاص نشان می دهد كه هنوز نسبت به این موضوع ادای دین علمی نشده است. و زوایای پنهان بسیاری وجود دارد كه همت    صد چندان ایران شناسان و عالمان علاقه مند به هویت ایرانی را می طلبد.

شاید بتوان گفت كه به صورت جدی « تاتی» از زمانی كه احمد كسروی به بحث               « زبان آذری» پرداخت مطرح شد و در واقع كتاب « آذری یا زبان باستان آذربایجان» كه از نوشته شدنش بیش از هشتاد سال می گذرد شروعی برای منازعات علمی و غیر علمی متعدد بین طرفداران وجود زبان آذری و نظریه مهاجرت تركان به آذربایجان و از طرف دیگر منكران وجود چنین زبانی و معتقدین به بومی بودن چندین هزار ساله تركی در آذربایجان گردید كه به نوعی تاتی و تاتها نیز در بین این مباحثات مطرح می شدند و می شوند.

اندیشه های كسروی را ، البته  با نقدهای خاص ، كسان دیگری چون : محمد امین ادیب طوسی ، رضا ملك زاده، منوچهر مرتضوی ، یحیی ذكاء، احسان یارشاطر، عباس اقبال آشتیانی، فریدون جنیدی، منوچهر ستوده، رشید عیوضی، جمال الدین فقیه، محمد قزوینی، حسینعلی كاتبی، یحیی ماهیار نوابی، سید محمد محیط طباطبایی، محمد مقدم، ناصح ناطق، سعید نفیسی و ... در كتب و مقالات مختلف پی گرفتند اما آنچه كه مستقیما به تاتی می پرداخت بسیار كم بود در بین آنها نیز شاید به موضوع تاریخ و فرهنگ و مردم شناسی « تاتها» بسیار كمتر پرداخته شد كه به چند مورد از آنها اشاره می شود.

 

لازم به ذكر است كه در آذرماه 1378 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاكستان اقدام به برگزاری            « همایش بین المللی تات شناسی»نمود كه در این همایش مقالاتی درباره تاتها و تاتی ارائه گردید و برگزیده آنها در مجموعه ای چاپ گردید كه اگر چه هنوز تا وضع مطلوب فاصله است ولی می توان آن را نقطه عطفی در تات شناسی به حساب آورد.

---------

در این پژوهش سعی شده است كه برای یافتن پاسخ پرسشهایی كه مطرح گردیده ، منابع شناسایی شده در حد امكان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد اما سه مشكل عمده وجود داشت ، اولا اینكه همچنان كه بیان شد تعداد اندكی از این منابع بصورت قابل توجه به تاتها و تاتی پرداخته بودند و ثانیاً آنچه كه بیشتر بررسی شده بود « تاتی» و مباحث زبان شناختی مربوط به آن بود و موضوع پیشینه و فرهنگ تاتها تقریباً بررسی نشده است . سومین مشكل هم كه نشان از عدم تكاپوی علمی اكثر فراهم آورندگان مباحث مربوط به تاتها بود رونویسی و تكرار مكررات چند منبع خاص و عدم نوآوری علمی مشهود در این آثار بود.

در حوزه منابع اینترنتی هم اوضاع آشفته تر از این بود چرا كه با اینكه جستجوی كلمه تات و تاتی نتایج بسیاری را به دست داد ولی عمدة این مطالب یا نوشته های عوامانه ای بود كه در وصف جغرافیای مناطق خاص با رویكرد جذب گردشگر و ... صورت پذیرفته بود و یا اینكه باز مانند منابع بیان شده در بالا تكرار چند حرف مشخص و كلی در مورد تاریخ و فرهنگ تاتها بود.

 

با بررسی اولیه این منابع چند اثر به عنوان مرجع عمده پژوهش پسند گردیدند:

1ـ كتاب «مطالبی در زمینه تاریخ، فرهنگ و جامعه تاتها و تالشان» تالیف علی عبدلی

2ـ كتاب « فرهنگ تطبیقی ـ تاتی ـ آذری» تالیف علی عبدلی

3ـ كتاب « مطالعاتی درباره تاریخ و فرهنگ آذربایجان» تالیف فیروز منصوری

4ـ مجموعه مقالات « همایش بین المللی تات شناسی» آذر 78ـ تاكستان.

5- «زبان دیرین آذربایجان» تالیف منوچهر مرتضوی

6-« دانشنامه ایران و اسلام»تالیف گروهی زیر نظر احسان یار شاطر

 

مناطق تات نشین و جمعیت آنها

اگر از داغستان روسیه در خلاف جهت حركت عقربه های ساعت محیط دریای خزر را بپیمائیم تا اینكه به خراسان برسیم، گاهی در عرض چند كیلومتر و گاه حتی در پهنای چند صد كیلومتر انسانهایی زندگی می كنند كه با نام«تات» مشهور شده اند و زبانی كه بدان تكلم می كنند « تاتی» نامیده می شود.

مناطق تات نشین را می توان به چند دسته كلی تقسیم كرد كه به غیر از  مورد اول بقیه در داخل كشور فعلی ایران قرار می گیرند.

الف) قفقاز

منطقه قفقاز شامل دو قسمت شمالی و جنوبی است كه « تاتها» در هر دو قسمت شمالی و جنوبی ساكن می باشند . در قفقاز شمالی كه تماما در خاك روسیه قرار دارد ، تاتها در جمهوری خودمختار داغستان ساكنند و در قفقاز جنوبی نیز محلهای سكونت تاتها در داخل كشور تازه تأسیسی است كه جمهوری آذربایجان خوانده می شود!؟

 پایتخت جمهوری داغستان شهر «ما هاچ قلعه » و شهر مهم آن « دربند» می باشد . این جمهوری در ساحل غربی دریای خزر قرار گرفته و از جنوب با جمهوری آذربایجان و از غرب با چچن همسایه است در این جمهوری 34 قوم و نژاد مختلف با زبان های مختلف در كنار یكدیگر زندگی می كنند كه تات ها هم یكی از آنها می باشند . (1)

امروزه تاتهای قفقاز به سه گروه عمده مذهبی تقسیم می شوند:

1ـ تاتهای مسلمان شیعه كه در شمال جمهوری آذربایجان؟! و در منطقه آبشوران زندگی   می كنند.

2ـ تاتهای ارمنی كه آنها هم در شمال جمهوری آذربایجان؟! زندگی می كنند.

3ـ تاتهای یهودی كه به یهودیان كوه نشین معروفند و دیگر تاتها آنها را جوخور می نامند كه شاید همان جهود یا یهود باشد كه اینها ساكن داغستان می باشند. (2)

 

« در آمار سرشماری های سالهای مختلف تعداد تاتهای قسمت شمال رود ارس با ارقام متفاوت ذكر شده است : مثلا : تعداد تاتها در جمهوری آذربایجان در سال 1891، 118165 نفر؛ در سال 1894، 124693 نفر نشان داده شده است . در اوایل قرن بیستم یعنی در سال 1921، تعداد آنها 101383 نفر بوده است كه از آن جمله 52208 نفرشان مربوط به باكو و اطراف آن گفته شده است. در سرشماری 1926 رسما تعداد تاتها 28443 نفر در سال 1934 در جمهوری آذربایجان تعداد تاتها 100 هزار نفر و در سال 1939، 38713 نفر؛ در سال 1953، 11000 نفر ؛ در سال 1970، 9000 نفر ؛ در سال 1979، 8000 نفر و در سال 1989، 8000 نفر ذكر شده است كه این آخرین رقم نیز مربوط به تاتهای آذربایجان و قسمت دربند و ماهاچ قلعه داغستان می باشد . البته، از اولین رقم سرشماری گرفته تا آخرین رقم سرشماری ، تعداد تاتها احتیاج شدید به تصحیح دارد، علت پایین یا كم ذكر شدن تعداد تاتها این است كه در موقع سرشماری اغلب تاتها خود را آذربایجانی نشان داده اند.»(3)

شاید هم سیاست های پان تركیستی سردمداران و حاكمان این مناطق مانع از آن بوده است كه آمار تاتهای قفقاز به صورت صحیح منتشر گردد! علی ایحال صاحب كتاب فرهنگ تطبیقی تالشی ـ تاتی ـ آذری تعداد تات زبان های كنونی قفقاز را دویست هزار نفر می داند.(4)

ب) آذربایجان كنونی ایران

در دو نقطه از آذربایجان كنونی ایران نقاط تات نشین وجود دارد.

1ـ تعدادی روستا در آذربایجان شرقی از جمله روستاهای هرزند و گلین قیه و كرینگان از توابع شهرستان مرند.

2ـ منطقه شاهرود واقع در شهرستان خلخال استان اردبیل

البته متاسفانه آنچنان كه در برخی از آثار گذشتگان پیش بینی شده بود (5) دیگر در روستای گلین قیه تاتی تكلم نمی شود وز بان تركی جای آن را گرفته است. این روستا در 30 كیلومتری شهرستان مرند قرار دارد و اهالی آن كه فرزندان تات زبان های دیروز و در حقیقت خود نیزتات می باشند ، تركی را به گویش خاص كه تحت تاثیر زبان سابقشان می باشد تكلم می نمایند؛ به گونه ای كه تركی گلین قیه تقریبا در سطح استان آذربایجان شرقی یك گویش مشخص و مشهور می باشد.

برخلاف منطقه یاد شده در جنوب شرقی استان اردبیل تاتی هنوز زنده است و به حیات خود ادامه  می دهد. زبان مردم كلور ـ مركز بخش امامرود (شاهرود) شهرستان خلخال ـ و نه آبادی دیگر این بخش به نامهای اسكستان، اسبو، درو، شال، دیز، گیلوان، لرد، كرن و گلوزان تاتی است و بنا به نقل بعضی ها زبان چند روستای دیگر چون كهل و طارم و گندم آباد نیز تاتی بوده كه اخیرا تبدیل به تركی شده است .

« جمعیت كلور در حدود 9000 نفر است كه در حدود 4000 نفر آن به نقاط مختلف كشور از جمله تهران مهاجرت كرده اند كه در ایام تعطیل و تابستان برای دید و بازدید اقوام و گردش و تفریح به زادگاه خود باز می گردند.»(6)

مولف كتاب فرهنگ تطبیقی تالشی ـ تاتی ـ آذری نیز كل جمعیت تات زبان منطقه را بیش از پنجاه هزار نفر ذكر می نماید. (7)

ج) تاكستان و مناطق همجوار

اگر نقشه شمال ایران را در برابر خود قرار دهیم و خطی از آخرین نقطه ارتفاعات طالقان به طرف سیاهكل و رستم آباد كشیده وآن را تا تاكستان ادامه بدهیم، مثلثی مشخص می گردد كه در آن گویشوران تاتی در میان سایر گروه های زبانی زندگی می نمایند و البته عمده مركز تجمع تاتها خود تاكستان می باشد . تاكستان در گذشته به نام « سیادهن» خوانده می شد و اكنون هم بومیان آن را «سیادن» نامیده خود را « سیادنیج» یعنی اهل سیادن  می خوانند.   (یج  پسوندی است كه در مازندران به كار می رود) ناحیه ای كه در طول تاریخ سیادهن نامیده شده سابقه طولانی و تاریخی دارد. این ناحیه كه در حال حاضر نقاطی چون تاكستان، ضیاء آباد، فارسجین، ساج و شاكین ونرگه را در برمی گیرد، در دوران ساسانیان در نهایت آبادی بوده و موقعیت ممتازی داشته است. گویش تاتی تاكستان لهجه های متعددی چون اشتهاردی ، رامندی، چالی، شالی دارد.(8)

 « در حال حاضر شهرستان تاكستان بزرگترین منطقه ایران از نظر تعداد گویشوران زبان تاتی است و در سطح شهر بیش از 60 هزار نفر به تاتی سخن می رانند.»(9)

 البته در تاكستان نیزبه علل مختلفی چون مهاجرت ترك زبانان ، حضور دانشجویان غیر بومی ، حضور نیروی كار غیر بومی و اختلاطها و ازدواج ها با غیرتاتها، تاتی رو به افول است.

 

د) مناطق پراكنده

در مناطقی از اراك (مانند روستای وفس)

همدان

خراسان

سمنان

تاتها در جمعیتی كمتر و مناطق پراكنده تر به زندگی خود ادامه می دهند.

 

تاتها (تاریخچه و معانی كاربردی كلمه تات)

كلمه «تات» در قدیمی ترین سند یافته شده در كتیبه «اروخون» مربوط به قرن 8 میلادی   (2 هجری قمری) آمده است . رامبری اولین كسی بود كه در این كلمه متوجه كلمه « تات» شد . سپس تامسون « تات» موجود در كتیبه را معادل «خارجی ها در كشور» دانست ولی او نتوانست به اصل و ریشه كلمه پی ببرد. پس از او «كُرچ» نظر داد که جزء تات در كتیبه اروخون مصغر شده «طانقوت» به معنی خارجی است.در نظر اینان این كلمه پس از فتوحات تركان در ایران از سوی آنان برای ایرانیان مغلوب نسبت داده شده است(10)

 اورانسكی در مقدمه فقه اللغه ایرانی می نویسد:

« تاتی ظاهراً در آغاز بر نژاد قبیله ای اطلاق نمی شده است . قبایل صحرانشین كه اكثرا ترك بودند مردم زراعت پیشه و تخته قاپوی ایرانی زبان را كه در زیر انقیاد خویش درآورده بودند تات می خواندند»(11)

 ورود و استقرار تركان در ایران همزمان با عصر طلایی تمدن اسلامی بود و ایران به عنوان مهمترین مركز این تمدن وقتی كه پذیرای این میهمانان ناخوانده شد بیش از آنكه از حضور آنان تاثیر پذیرد بر آنان تاثیر گذارد و وقتی  كه با تمدن با شكوه و مردمان با فرهنگ متعالی این سامان برخورد نمودند به آرامی در مقابل عظمت فرهنگ و تمدن ایرانی كه برای آنان با عبارت «تاتها» شناخته شده بود سر تعظیم فرود آوردند و هر چند كه بر حفظ و بلكه اشاعه زبان خویش اصرار ورزیدند و لیكن علم و فرهنگ تاتها (ایرانیان) را ستودند و بارها به نیاز خود به این فرهنگ و تمدن اعتراف نمودند.

در « دیوان لغات ترك» نوشته محمود كاشغری كه تالیف آن را به سال 466 هجری قمری به پایان برده است ، چنین آمده است:

تات سیز ترك بلماس             باش سیز برك بلماس

(یعنی همچنان كه سر بدون كلاه ارزش ندارد ترك بدون ایرانی نیز همانطور است )

این عبارت بسان همه ضرب المثلها, عمومیت این اعتقاد را در بین تركان نشان می دهد. كلمه «تات» در قرون بعد نیز در معنای ایرانی یا فارس زبان استعمال شده است.

مولانا جلال الدین بلخی در بیتی, ایرانی و رومی و ترك را به زبان واحد فطرت كه زبان بی زبانی است فرا می خواند و آنها را از تفرقه به علت تفاوت زبان ظاهری بر حذر می دارد:

اگرتات ساك وگرروم ساك وگرترك            زبان بی زبانان را بیاموز

بنابراین معلوم می شود كه در قرن هفتم هجری نیز تات به معنای ایرانی فارس زبان استفاده می شده است .

ترجمه ای از كلیله و دمنه به تركی موجود می باشد كه به درخواست عمربن محمد بن محمد آیدین حاكم ازمیر در اوایل قرن هشتم هجری قمری صورت پذیرفته است . مترجم در مقدمه این اثر به صراحت به ترجمه خود از تاتی به تركی اشاره می نماید و معلوم است كه كلیله و دمنه موجود در آن زمان كه به نثر ابوالمعالی نصرا... منشی بوده همان كلیله و دمنه مشهور فارسی بوده است بنابراین مقصود مترجم از تاتی همان فارسی است (12)

 در  سند ی دیگر مسعود بن احمد مشهور به خواجه مسعود از شعرای قرن هشتم آناتولی در اثر مشهور خود به نام منظومه « سهیل و نوبهار» كه سرودن آن را به سال 751 هجری قمری آغاز ساخته می گوید:

گیوب زركشی قیمتی طونلرین              كیرو، حوض یانندی طنزی ارن

بو عشق اشیناكم كه قلرسه خوض               طت ایدر كه می گردد او گرد حوض

منظور شاعر از بیت اخیر است كه : هرگاه كسی در كار این عشق ژرف اندیشی كند بدین منظور طت (تات) می رسد كه می گوید: كه می گردد او گرد حوض (13)و این یک عبارت کاملا فارسی است.

 دقت در اسناد قرون بعدی نیز آشكار می سازد كه كلمه تات به مثابه  عنوان و نشان ایرانیان فارس زبان فراگیر شده  بود تا جایی كه در عصر صفوی ، در چندین سفرنامه خارجی ، ایرانیان به دو گروه قسمت شده اند: قزلباش ها كه ترك می باشند و تاتها كه فارس زبانان        ایرانی الاصل می باشند.

پیتر دلاواله كه در عصر صفوی از ایران دیدن كرده و از سال 1617 م تا 1623 میلادی به مدت شش سال در ایران به سر برده است قشون شاه عباس را چنین  توصیف می نماید:

« قشون ایران مركب از چهار دسته است كه به ترتیب اهمیت از پایین ترین آنها یعنی تفنگچیان كه شاه چندی پیش به توصیه آنتونی شرلی انگلیسی به تشكیل آن همت گماشت شروع می كنم. تفنگچیان از نژاد اصیل ایرانی هستند كه مسكن و ماوای آنها در شهرها و دهات است و چون در تمام سال حقوق می گیرند مجبورند هر وقت به وجود آنها احتیاج باشد فورا در خدمت حاضر باشند.

نجیب زادگان یعنی قزلباشها وارد این دسته نمی شوند و در حقیقت افراد آن را فقط رعیت ها تشكیل می دهند . به لفظ رعیت « تات» نیز اطلاق می شود. در فارسی وقتی « تات » می گویند منظور این است كه طرف از طبقه نجبا (قزلباش) نیست . ولی در حقیقت آنان اصیل تر از قزلباشها هستند زیرا دسته اخیر فقط از  زمان شاه اسماعیل صوفی به بعد خود را به زور اسلحه تحمیل كرده اند . در حالی كه تاتها ایرانی الاصل هستند و ساكنین واقعی این سرزمین را تشكیل می دهند و خیلی از بزرگان و ثروتمندان و بعضی از میرزاها و به طور كلی كسانی كه به دلایلی جزء سپاهیان منظم نیستند و یا مشاغل درباری دولتی ندارند در طبقه بندی از تاتها محسوب می شوند. تفنگچی ها نیز جزو همین طبقه تاتها هستند و معمولا از دهات و آبادی ها آمده اند .(14)

 

در حدود 70 سال بعد از دلاواله ، انگلبرت كمپفر از ایران دیدن می كند و در سفرنامه خود          می نویسد :

 «قزلباشها سخت به خود می بالند و به مردم بومی این سرزمین كه آنها را تاجیك، تازیك یا به طور خلاصه تات می نامند به دیده تحقیر می نگرند»(15)

 سانسون نیز در سفرنامه خود چنین آورده است:

« این كلاه (تاج) بسیار مورد احترام همه می باشد زیرا می گویند كه این كلاه به دوازاده امام اختصاص دارد . تمام خان ها و قزلباشها در روزهای سلام و تشریفات این كلاه را بر می گذارند ولی تاتها كه «كشوری» هستند نمی توانند این كلاه را برسر بگذارند. همچنین اعتماد الدوله فعلی نیز كه از خوانین « لشكری» نیست ، این كلاه را بر سر نمی گذارند. تاتها بومی های محلی ایران را می گویند  و قزلباش كه به معنی طلاسران یا سرخ سران ، سرخ كلاهان می باشد لشكری هستند . قزلباشها از سلسله غلامان می باشند یعنی در اصل غلام بوده اند یا از ملت هایی هستند كه به ایران پناهنده شده اند . بسیاری از قزلباشها از دمشق و هنگری به ایران آمده اند.» (16)